Shab Bood, Biyaban Bood
🎵 2084 characters
⏱️ 3:16 duration
🆔 ID: 12026189
📜 Lyrics
شب بود بیابان بود زمستان بود
بوران بود سرمای فراوان بود
یارم در آغوشم هراسان بود
از سردی افسرده و بی جان بود
در فکر آن سیمین بر خوشگل
از جسم و جان خود بودم غافل
میکوشیدم بهرش از جان و دل
میبردمش با خود سوی منزل
گیسویش از باد و باران گشته آشفته
در مویش گویی مروارید غلتان سفته
طی شد راه دشوار (هی)، آخر بر من و یار (هی)
با بوسه ای گرمی به او دادم
با لب های چون قند (هی)، بر رویم زد لبخند (هی)
برد آن همه رنج و غم از یادم
گیسویش از باد و باران گشته آشفته
در مویش گویی مروارید غلتان سفته
شب بود بیابان بود زمستان بود
بوران بود سرمای فراوان بود
یارم در آغوشم هراسان بود
از سردی افسرده و بی جان بود
در فکر آن سیمین بر خوشگل
از جسم و جان خود بودم غافل
میکوشیدم بهرش از جان و دل
میبردمش با خود سوی منزل
گیسویش از باد و باران گشته آشفته
در مویش گویی مروارید غلتان سفته
طی شد راه دشوار (هی)، آخر بر من و یار (هی)
با بوسه ای گرمی به او دادم
با لب های چون قند (هی)، بر رویم زد لبخند (هی)
برد آن همه رنج و غم از یادم
گیسویش از باد و باران گشته آشفته
در مویش گویی مروارید غلتان سفته
شب بود بیابان بود زمستان بود
بوران بود سرمای فراوان بود
یارم در آغوشم هراسان بود
از سردی افسرده و بی جان بود
در فکر آن سیمین بر خوشگل
از جسم و جان خود بودم غافل
میکوشیدم بهرش از جان و دل
میبردمش با خود سوی منزل
بوران بود سرمای فراوان بود
یارم در آغوشم هراسان بود
از سردی افسرده و بی جان بود
در فکر آن سیمین بر خوشگل
از جسم و جان خود بودم غافل
میکوشیدم بهرش از جان و دل
میبردمش با خود سوی منزل
گیسویش از باد و باران گشته آشفته
در مویش گویی مروارید غلتان سفته
طی شد راه دشوار (هی)، آخر بر من و یار (هی)
با بوسه ای گرمی به او دادم
با لب های چون قند (هی)، بر رویم زد لبخند (هی)
برد آن همه رنج و غم از یادم
گیسویش از باد و باران گشته آشفته
در مویش گویی مروارید غلتان سفته
شب بود بیابان بود زمستان بود
بوران بود سرمای فراوان بود
یارم در آغوشم هراسان بود
از سردی افسرده و بی جان بود
در فکر آن سیمین بر خوشگل
از جسم و جان خود بودم غافل
میکوشیدم بهرش از جان و دل
میبردمش با خود سوی منزل
گیسویش از باد و باران گشته آشفته
در مویش گویی مروارید غلتان سفته
طی شد راه دشوار (هی)، آخر بر من و یار (هی)
با بوسه ای گرمی به او دادم
با لب های چون قند (هی)، بر رویم زد لبخند (هی)
برد آن همه رنج و غم از یادم
گیسویش از باد و باران گشته آشفته
در مویش گویی مروارید غلتان سفته
شب بود بیابان بود زمستان بود
بوران بود سرمای فراوان بود
یارم در آغوشم هراسان بود
از سردی افسرده و بی جان بود
در فکر آن سیمین بر خوشگل
از جسم و جان خود بودم غافل
میکوشیدم بهرش از جان و دل
میبردمش با خود سوی منزل
⏱️ Synced Lyrics
[00:03.66] شب بود بیابان بود زمستان بود
[00:07.28] بوران بود سرمای فراوان بود
[00:11.19] یارم در آغوشم هراسان بود
[00:14.27] از سردی افسرده و بی جان بود
[00:17.60] در فکر آن سیمین بر خوشگل
[00:21.13] از جسم و جان خود بودم غافل
[00:25.01] میکوشیدم بهرش از جان و دل
[00:28.01] میبردمش با خود سوی منزل
[00:31.78] گیسویش از باد و باران گشته آشفته
[00:38.80] در مویش گویی مروارید غلتان سفته
[00:46.05] طی شد راه دشوار (هی)، آخر بر من و یار (هی)
[00:49.25] با بوسه ای گرمی به او دادم
[00:53.25] با لب های چون قند (هی)، بر رویم زد لبخند (هی)
[00:57.05] برد آن همه رنج و غم از یادم
[01:00.68] گیسویش از باد و باران گشته آشفته
[01:07.53] در مویش گویی مروارید غلتان سفته
[01:14.72] شب بود بیابان بود زمستان بود
[01:18.23] بوران بود سرمای فراوان بود
[01:21.68] یارم در آغوشم هراسان بود
[01:25.43] از سردی افسرده و بی جان بود
[01:28.80] در فکر آن سیمین بر خوشگل
[01:32.52] از جسم و جان خود بودم غافل
[01:36.03] میکوشیدم بهرش از جان و دل
[01:39.78] میبردمش با خود سوی منزل
[01:44.11]
[01:57.67] گیسویش از باد و باران گشته آشفته
[02:04.65] در مویش گویی مروارید غلتان سفته
[02:11.89] طی شد راه دشوار (هی)، آخر بر من و یار (هی)
[02:15.43] با بوسه ای گرمی به او دادم
[02:18.97] با لب های چون قند (هی)، بر رویم زد لبخند (هی)
[02:22.36] برد آن همه رنج و غم از یادم
[02:25.96] گیسویش از باد و باران گشته آشفته
[02:33.23] در مویش گویی مروارید غلتان سفته
[02:40.15] شب بود بیابان بود زمستان بود
[02:43.94] بوران بود سرمای فراوان بود
[02:47.10] یارم در آغوشم هراسان بود
[02:50.56] از سردی افسرده و بی جان بود
[02:54.07] در فکر آن سیمین بر خوشگل
[02:57.51] از جسم و جان خود بودم غافل
[03:01.08] میکوشیدم بهرش از جان و دل
[03:04.45] میبردمش با خود سوی منزل
[03:11.11]
[00:07.28] بوران بود سرمای فراوان بود
[00:11.19] یارم در آغوشم هراسان بود
[00:14.27] از سردی افسرده و بی جان بود
[00:17.60] در فکر آن سیمین بر خوشگل
[00:21.13] از جسم و جان خود بودم غافل
[00:25.01] میکوشیدم بهرش از جان و دل
[00:28.01] میبردمش با خود سوی منزل
[00:31.78] گیسویش از باد و باران گشته آشفته
[00:38.80] در مویش گویی مروارید غلتان سفته
[00:46.05] طی شد راه دشوار (هی)، آخر بر من و یار (هی)
[00:49.25] با بوسه ای گرمی به او دادم
[00:53.25] با لب های چون قند (هی)، بر رویم زد لبخند (هی)
[00:57.05] برد آن همه رنج و غم از یادم
[01:00.68] گیسویش از باد و باران گشته آشفته
[01:07.53] در مویش گویی مروارید غلتان سفته
[01:14.72] شب بود بیابان بود زمستان بود
[01:18.23] بوران بود سرمای فراوان بود
[01:21.68] یارم در آغوشم هراسان بود
[01:25.43] از سردی افسرده و بی جان بود
[01:28.80] در فکر آن سیمین بر خوشگل
[01:32.52] از جسم و جان خود بودم غافل
[01:36.03] میکوشیدم بهرش از جان و دل
[01:39.78] میبردمش با خود سوی منزل
[01:44.11]
[01:57.67] گیسویش از باد و باران گشته آشفته
[02:04.65] در مویش گویی مروارید غلتان سفته
[02:11.89] طی شد راه دشوار (هی)، آخر بر من و یار (هی)
[02:15.43] با بوسه ای گرمی به او دادم
[02:18.97] با لب های چون قند (هی)، بر رویم زد لبخند (هی)
[02:22.36] برد آن همه رنج و غم از یادم
[02:25.96] گیسویش از باد و باران گشته آشفته
[02:33.23] در مویش گویی مروارید غلتان سفته
[02:40.15] شب بود بیابان بود زمستان بود
[02:43.94] بوران بود سرمای فراوان بود
[02:47.10] یارم در آغوشم هراسان بود
[02:50.56] از سردی افسرده و بی جان بود
[02:54.07] در فکر آن سیمین بر خوشگل
[02:57.51] از جسم و جان خود بودم غافل
[03:01.08] میکوشیدم بهرش از جان و دل
[03:04.45] میبردمش با خود سوی منزل
[03:11.11]