Home 🎬 Bollywood 🎵 Pakistani 🎤 English Pop

Salam, Paria, Nefrin Nameh, Roozegare Namehraboon, Bonbast, Jangal, Ali Konkoori

👤 Dariush 🎼 Live In Palace ⏱️ 27:06
🎵 8630 characters
⏱️ 27:06 duration
🆔 ID: 6552510

📜 Lyrics

سلام ای خاک خوب مهربانی
درفش سرفراز کاویانی
سلامی گمشده در بودن خویش
به یغما رفته هم آیین و هم کیش
سلام ای اهل دل را جای ایمن
دلیران را دل خاک تو مأمن
سلام ای شهر خوب ای شهر آرش
سیاوش را کجا می سوزد آتش

سلام ای سرزمین آریایی
دریغا دوری و درد و جدایی
سلام ایران من کی رفتی از یاد
که بودی مهد خوبان خانه داد

با یک دنیا تشکر و سپاس از شما هموطنای عزیزم باعث افتخارو خوشحالی منه که بعد از مدتی بین شما دوباره با فرم تقریبا متفاوتی در خدمتتون هستم ولی صرفا هدف خدمت و تشویق شما بوده که باعث برنامه های متفاوت ما برای شما بوده

یکی بود یکی نبود
زیر گنبد کبود
لخت و عور تنگ غروب
سه پری نشسته بود
زارو زار گریه میکردن پریا
مثل ابرای بهار
گریه میکردن پریا
از افق جیرینگ جیرینگ
صدای زنجیر میومد
از عقب از توی برج
ناله شبگیر میومد
پریا تشنتونه
پریا گشنتونه
پریا خسته شدین
مرغ پر بسته شدین
پریای نازنین
چتونه زار میزنین
توی این صحرای دور
نمیگین که برف بیاد
دنیای ما خار داره
بیابوناش مار داره
هرکی باهاش کار داره
دلش خبر دار داره
دنیای ما بزرگه
پر از شغالو گرگه
دنیای ما همینه
بخوای نخوای اینه
بخوای نخوای اینه
دنیای ما همینه
بخوای نخوای اینه
دنیای ما همینه
بخوای نخوای اینه

خیلی ممنون
به هر جا
اجازه بدین کار من کار من یه حسنی داره که شما این حسن رو ندارین اگه گفتین چیه این میکروفون دست منه هر چی دلم بخواد بهتون میتونم بگم اجازه بدین فقط در مسیر همبستگی و دلبستگی های همدیگه این حرف رو میزنم خدمتتون به هر جا ناتوان دیدی توان باش به هر جا ناتوان دیدی توان باش به سود مردم خامش زبان باش ستمکش را اگر دیدی برآشوب ستمگر را چو مشتی بر دهان باش چون افتد بر جبینت خط پیری مکن افسردگی در دل جوان باش زمانی در هوای خویش بودی
یه عمری در هوای این و آن باش

شرمت باد ای دستی که
بد بودی بدتر کردی
همبغض معصومت را
نشکفته پرپر کردی
همبغض معصومت را
نشکفته پرپر کردی
زهر این نفرین نامه
جای خون در من جاری
این آخرین شعرم را
پیش از من از بر کردی
ای تکیه داده بر من
ای سرسپرده با او
با این نادرویشی ها
آخر چرا سر کردی
شرمت باد ای دستی که
بد بودی بدتر کردی
همبغض معصومت را
نشکفته پرپر کردی
همبغض معصومت را
نشکفته پرپر کردی

زهر این نفرین نامه
جای خون در من جاری
این آخرین شعرم را
پیش از من از بر کردی
ای تکیه داده بر من
ای سرسپرده با او
با این نادرویشی ها
آخر چرا سر کردی

شرمت باد ای دستی که
بد بودی بدتر کردی
همبغض معصومت را
نشکفته پرپر کردی
همبغض معصومت را
نشکفته پرپر کردی

عرض کنم دوستان شما دوستان شما سه قسمت هستن و دشمنان شمام سه قسمت دوست شما کسانی هستن که در وهله اول دوست شماست و کسیکه دشمن دوست دشمن شماست و دشمن دشمن شماست و دشمن شما کسانی هستن که دشمن شماست و دوست دشمن شماست و دشمن دوست شماست و اصلا نفهمیدم ما میخواستیم ببینیم اصلا دوست دشمنمون رو تشخیص میدیم یا نه
فرق نمیکنه ما با دوچرخه اومدیم

زندگی ای روزگار ای چرخ گردون
توی سینه قلبمو انقدر نلرزون
ای فلک ای بانی افسونگریها
با دلم کمتر کن این بازیگریها
هر که هستی هر چه هستی
بس کن این نامهربونی
هر که هستی هر چه هستی
بس کن این نامهربونی

روزگار ای شاهد ویرونی ما
خشم و قهرت باعث حیرونی ما
ای فلک بس کن دیگه آتیش نسوزون
روی زخمامون دیگه نمک نپاشون
هر که هستی هر چه هستی
بس کن این نامهربونی
هر که هستی هر چه هستی
بس کن این نامهربونی

گاهی خوبی گاهی زشتی
هم طلوعی هم غروبی
بعضی وقتا مهربونی
بعضی وقتا خصم جونی
اما وقتی سر قهری
بدتر از تلخی زهری
تو کی هستی تو چی هستی
هوشیاری یا که مستی
هر که هستی هر چه هستی
بس کن این نامهربونی
هر که هستی هر چه هستی
بس کن این نامهربونی

ز دو دیده ز دو دیده خون فشانم ز غمت شب جدایی چه کنم که هست اینها گل باغ آشنایی همه شب نهاده ام سر چو سگان بر آستانت که رغیب در نیاید به بهانه گدایی به کدام مذهب است این به کدام ملت است این که کشتند عاشقی را که تو عاشقم چرایی به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند که برون در چه کردی که درون خانه آیی به قمارخانه رفتم همه پاکباز دیدم چو به صومعه رسیدم همه زاهد ریایی در دیر میزدم من که یکی ز درآمد که درا درا عراقی که تو هم از آن مایی

میون این همه کوچه
که به هم پیوسته
کوچه قدیمی ما
کوچه بن بسته
توی این کوچه به دنیا اومدیم
توی این کوچه داریم پا می گیریم
یه روزم مثل پدربزرگ باید
تو همین کوچه بن بست بمیریم
اما ما عاشق رودیم مگه نه
نمی تونیم پشت دیوار بمونیم
ما یه عمره تشنه بودیم مگه نه
نباید آیه حسرت بخونیم

پشت سر پشت سر
پشت سر جهنمه
رو به رو رو به رو
قتلگاه آدمه

روح جنگل سیاه
با دست شاخه هاش داره
روحمو از من میگیره
تا یه لحظه می مونم
جغدا تو گوش هم می گن
پلنگ زخمی می میره
راه رفتن دیگه نیست
حجله پوسیدن من
جنگل پیره

با چشای بی فروغ
میون راست و دروغ
خودمو گم میکنم
توی این شهر شلوغ
پچ پچ آدمکا
بس که تو هم میدوه
دیگه فریاد منو
سایمم نمیشنوه
صدای زنجیر تو گوشم میخونه
تو داری از قافله دور میمونی
سرتو خم کن که درا وا میشن
تا بگی نه پشت کنکور میمونی

من میخوام مثل همه
ساده زندگی کنم
چادر موندنمو
هرجا خواستم بزنم
تو این دریا نمیخوام
نهنگ کوری باشم
پشت این درهای قفل
علی کنکوری باشم
صدای زنجیر تو گوشم میخونه
تو داری از قافله دور میمونی
سرتو خم کن که درا وا میشن
تا بگی نه پشت کنکور میمونی

مرسی از همکاریتون تشکر گر در ره گر در ره شهوت و هوا خواهی رفت کردم خبرت که بی نوا خواهی رفت بنگر که که ای بنگر که که ای از کجا آمده ای میدان چه میکنی کجا خواهی رفت الهی الهی دانایی ده که در راه نیوفتیم بینایی ده که در چاه نیوفتیم بنمای رهی که رهنماینده تویی بگشای دری که در گشاینده تویی من دست به هیچ دست گیری ندهم کیشان همه فانی اند و پاینده تویی

⭐ Rate These Lyrics

Average: 0.0/5 • 0 ratings