Saz Va Avaze Shabe Feragh
🎵 1237 characters
⏱️ 13:18 duration
🆔 ID: 9659837
📜 Lyrics
چه رفته است که امشب سحر نمی آید
شب فراق، شب فراق به پایان مگر نمی آید
شدم به یاد تو خاموش آن چنان که دگر
فغان هم از دل سنگم به در نمی آید
تو را مگر به تو نسبت کنم به جلوه ی ناز
که در تصور از این خوب تر نمی آید
که در تصور از این خوب تر نمی آید
جمال یوسف گل، چشم تیره روشن کرد
جمال یوسف گل، چشم تیره روشن کرد
ولی، ولی ز گم شده ی من خبر نمی آید
به سر رسید مرا دور زندگانی و باز
بلای محنت هجران به سر نمی آید
منال بلبل مسکین به دام غم زین بیش
که ناله در دل گُل، کارگر نمی آید
ز باده فصل گلم توبه می دهد زاهد
ولی ز دست من این کار بر نمی آید
شدم به یاد تو خاموش آن چنان که دگر
فغان هم از دل سنگم به در نمی آید
دو روز نوبت صحبت عزیز دار رهی
که هر که رفت از این ره، دگر نمی آید
که هر که رفت از این ره، دگر نمی آید
شب فراق، شب فراق به پایان مگر نمی آید
شدم به یاد تو خاموش آن چنان که دگر
فغان هم از دل سنگم به در نمی آید
تو را مگر به تو نسبت کنم به جلوه ی ناز
که در تصور از این خوب تر نمی آید
که در تصور از این خوب تر نمی آید
جمال یوسف گل، چشم تیره روشن کرد
جمال یوسف گل، چشم تیره روشن کرد
ولی، ولی ز گم شده ی من خبر نمی آید
به سر رسید مرا دور زندگانی و باز
بلای محنت هجران به سر نمی آید
منال بلبل مسکین به دام غم زین بیش
که ناله در دل گُل، کارگر نمی آید
ز باده فصل گلم توبه می دهد زاهد
ولی ز دست من این کار بر نمی آید
شدم به یاد تو خاموش آن چنان که دگر
فغان هم از دل سنگم به در نمی آید
دو روز نوبت صحبت عزیز دار رهی
که هر که رفت از این ره، دگر نمی آید
که هر که رفت از این ره، دگر نمی آید
⏱️ Synced Lyrics
[01:16.61] چه رفته است که امشب سحر نمی آید
[01:36.03] شب فراق، شب فراق به پایان مگر نمی آید
[02:19.69] شدم به یاد تو خاموش آن چنان که دگر
[02:33.67] فغان هم از دل سنگم به در نمی آید
[02:49.43]
[03:09.25] تو را مگر به تو نسبت کنم به جلوه ی ناز
[03:26.14] که در تصور از این خوب تر نمی آید
[03:33.01] که در تصور از این خوب تر نمی آید
[03:41.74]
[04:46.95] جمال یوسف گل، چشم تیره روشن کرد
[05:24.61] جمال یوسف گل، چشم تیره روشن کرد
[05:32.49] ولی، ولی ز گم شده ی من خبر نمی آید
[05:47.97]
[06:56.97] به سر رسید مرا دور زندگانی و باز
[07:06.98] بلای محنت هجران به سر نمی آید
[07:20.32]
[07:47.14] منال بلبل مسکین به دام غم زین بیش
[07:59.89] که ناله در دل گُل، کارگر نمی آید
[08:20.01]
[08:59.82] ز باده فصل گلم توبه می دهد زاهد
[09:10.76] ولی ز دست من این کار بر نمی آید
[09:20.89]
[10:14.07] شدم به یاد تو خاموش آن چنان که دگر
[10:26.41] فغان هم از دل سنگم به در نمی آید
[10:43.36]
[11:20.65] دو روز نوبت صحبت عزیز دار رهی
[11:31.35] که هر که رفت از این ره، دگر نمی آید
[11:37.73] که هر که رفت از این ره، دگر نمی آید
[12:15.18]
[01:36.03] شب فراق، شب فراق به پایان مگر نمی آید
[02:19.69] شدم به یاد تو خاموش آن چنان که دگر
[02:33.67] فغان هم از دل سنگم به در نمی آید
[02:49.43]
[03:09.25] تو را مگر به تو نسبت کنم به جلوه ی ناز
[03:26.14] که در تصور از این خوب تر نمی آید
[03:33.01] که در تصور از این خوب تر نمی آید
[03:41.74]
[04:46.95] جمال یوسف گل، چشم تیره روشن کرد
[05:24.61] جمال یوسف گل، چشم تیره روشن کرد
[05:32.49] ولی، ولی ز گم شده ی من خبر نمی آید
[05:47.97]
[06:56.97] به سر رسید مرا دور زندگانی و باز
[07:06.98] بلای محنت هجران به سر نمی آید
[07:20.32]
[07:47.14] منال بلبل مسکین به دام غم زین بیش
[07:59.89] که ناله در دل گُل، کارگر نمی آید
[08:20.01]
[08:59.82] ز باده فصل گلم توبه می دهد زاهد
[09:10.76] ولی ز دست من این کار بر نمی آید
[09:20.89]
[10:14.07] شدم به یاد تو خاموش آن چنان که دگر
[10:26.41] فغان هم از دل سنگم به در نمی آید
[10:43.36]
[11:20.65] دو روز نوبت صحبت عزیز دار رهی
[11:31.35] که هر که رفت از این ره، دگر نمی آید
[11:37.73] که هر که رفت از این ره، دگر نمی آید
[12:15.18]